می تپد دل در برم
می تپد دل در برم
می تپد دل در برم
با شنیدن هر تپش قلبش من فقط به این شعر فکر میکردم .
به این فکر میکردم که صدای قلبش واقعن شبیه صدای قلبِ یه جوجهی خیلی کوچولوئه. یه جوجهی هیجانزده که داره آب بازی میکنه .
بعد حتی به این فکر کردم که چقدر عجیبه آدم دو تا قلب داشته باشه. یکی توی سینه و یکی توی شکم !
بعد فکر کردم چقدر قلبِ سینهم ، نسبت به اون یکی قلبم، پیر و سالخوردهس.
بعد دلم برای بچهم سوخت. برای این همه عجلهش برای تپیدن و زندگی .
برچسب:
نویسنده: میلاد طاهری