خرید بک لینک

کامنت یه خواننده ی مهربون و نازنین:


و یه خواننده ی محترم و عزیز:

یه چیزی رو می دونید؟ با اینکه دوستی ما از نوع مجازیه و خیلی چیزها رو در مورد همدیگه نمی دونیم، اما من شما را از آثارتون میشناسم. از جملههاتون. از عکسهاتون. از نظرهاتون. خاصیت محیط مجازی اینه. توی این سه سالی که مینویسم (از بلاگفا تا اینجا) هر کدوم از شما یه مشخصه تو ذهن من دارید. یعنی وقتی به شما فکر میکنم اولین چیزی که به ذهنم میرسه یه جمله، یا یه عکس از شماست.شباهنگ رو با دیدن دخترهای چادری یادش میفتم. و جمله ی: ایشالا به مرادت برسی:) نفیسه رو با اون جمله ی: والا با این نوناشون و اون مصرعی که بالای وبلاگش زده:از هرچه در خیال من آمد نکوتری :) هولدن رو با کتابهای سلینجر و اون جملهی انتهایی پستهاش که میگه:باقی بقا و علامت پوکرفیس. نیما رو با اشعار معاصر عاشقانه و کلاه شاپوی پروفایلش. گلسا رو هروقت برم بیمارستان کودکان یادش میفتم. دلنیا رو با کامنتهایی که گفته بود دوست داشت جای بچه مون باشه:b نور و گیسوکمند و مینا رو با کامنتهای بلند مهربونشون می شناسم. و دل آرام رو با عکس پروفایلش تو هفتگ و کامنتهای پر از انرژی مثبتش. سانیا رو با کامنتهای صمیمیش و نامه هاش برای نیکا. توکا رو با هر جمله ای که توش سکانس داشته باشه یادش میفتم.نفس های نقره ای رو با انجمنهای عجیب غریب و وی گفتنش. اسپریچو رو با هاگوارتز و تصویر دخترک شیطون پروفایلش. هروقت به کاشان فکر کنم یاد مضراب میفتم و صداقت و صراحتش. وقتی خبری از چین پخش بشه،یاد الی میفتم و اون سوالهای متفکرانه ای که آخر نوشته هاش از خودش و ما می پرسه. جیغ صورتی رو با دوبیتی های عاشقانه می شناسم و تصویر لبخند دونفره شون. زهره رو با کلبه و دریا و عکسهای خواهرزاده ی قشنگش. ترلان رو با دیدن داروسازهای خوشگل و خوشرنگ یادش میفتم :) پلاکت، من رو یاد جولیک میندازه و اون جمله ی جالبی که توضیحات وبلاگشه: پتروس فداکار. سارا رو با دیدن عروسکهای دستساز و لهجه ی شیرازی یادش میفتم. سوری رو با دیدن گل و گیاه. نینا رو با رمانهای زبان اصلی. رضا رو با خبرنگار بودنش و خواستگاریش از دخترهای کارخونه دار :d. نگار رو با دیدن دانشجوهای شیطون بلای دانشکده دندونپزشکی یادش میفتم. و ... خلاصه هر کدومتون رو به یه شکلی به یاد مییارم.

میخوام تو نظرات بگیم که همدیگه رو با چه جملاتی، با چه تصاویری و با چه آثاری به یاد مییاریم. میرزاده خاتون رو چطور؟ با چه جملهای به یاد مییارید؟


برچسب: نام تو را آورده ام,نام تو را من در باغ خاطر,نام تو را من در باغ,نام تو رازی نوشته,نام تو را,نام تو را نمیدانم,نام تو را به رمز,مگذار دیگران نام تو را بدانند,دشتها نام تو را می گویند,میخواستم نام تو را بدانم, نویسنده: میلاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 16:58

صفحه بندی