خرید بک لینک

انقدر حرف دارم که اصلن نمی دونم از کجا شروع کنم. از اتاق زایمان. از دردهاش. از اولین باری که صدای گریه ی نازش رو شنیدم. از اولین باری که گرمای تنش رو حس کردم ، از اولین باری که روی ماهش رو دیدم ، از اولین شبی که کنارش خوابیدم ، از اولین باری که شیره ی جونم رو بهش دادم ، از همه ی اولین بارها ...اما فکر نکنید که چون اولین بار بودند لذتشون بیشتر بود. هر بار که نگاهش می کنم ، هر بار که در آغوشش می کشم ، هر بار که بهش شیر می دم ، هر بار که کنارش می خوابم ، محبت بیشتری نسبت بهش تو قلبم حس می کنم.
هر روز و هر شب خدای مهربونم رو شکر می کنم که این موجود ناز و قشنگ رو به ما داد تا با خنده های بی دندونش، قند تو دلمون آب بشه و جفتمون دلمون بخواد اونقدر فشارش بدیم تا چلونده بشه :)


+این
عکس هم تقدیم به همه ی دوستهای وبلاگی که این مدت نسبت بهم محبت داشتن و منتظر به دنیا اومدن جوجه بودن ^_^


برچسب: تو مرا جان و جهانی,تو مرا جان و جهانی مولانا,تو مرا جان جهانی چه کنم, نویسنده: میلاد طاهری تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 7:09

صفحه بندی