
یکی از حقیقتهای زندگی اینه که همهی ما آدم ها به همدیگه عادت میکنیم، برای همینم کمتر از هم میترسیم. ما آدمها مطلقن بیآزار نیستیم. بعضیامون خیلی وحشتناکیم ولی اطرافیانمون از ما نمیترسن. چرا؟ چون به ما عادت کردن. این عادت کردن گاهی خیلی چیز بیخودیه. گاهی باعث میشه ما از اون چیزهایی که باید بترسیم، نترسیم. گاهی باعث میشه که ما از اطرافیان اون توقعاتی که باید داشته باشیم، نداشته باشیم. یا توقعاتی که نباید داشته باشیم، داشته باشیم.
مثلن ما از سگ وگربه نمیترسیم چون به قیافه و حرکاتشون عادت کردیم. ولی اگه یه چیزی شبیه مورچه یا یه سوسک در ابعاد سگ ببینیم، صد در صد قالب تهی میکنیم :|
تعداد کمی از دوستها و اقوام و آشناهامون وتعداد زیادی از سیاستمدارامون، هیولاهای خطرناکی هستن که چون ما به قیافه و اخلاقشون عادت کردیم، توانایی زندگی در کنارشون رو به دست آوردیم.
به بچهها نگاه کنید. از خیلی از غریبهها میترسن ولی چندساعت که بگذره به قیافهی آدمها عادت میکنن و به اونها اعتماد می کنن.
توی زندگی مشترک هم ممکنه پیش بیاد. بعضیها فقط چون به طرف مقابلشون عادت کردن، تحملش میکنن.
زندگیِ کاملن عادی یه جامعه ،یه آدم، یه خونواده... شاید کابوسی برای بقیه باشه.
+عکسنوشت:وضعیت سرگردون ما تو اردیبهشت! معلوم نیست هوا گرمه یا سرد :b
برچسب:
نویسنده: میلاد طاهری
تاريخ: سه
شنبه
19 ارديبهشت
1396 ساعت: 13:23