خرید بک لینک

متاسفانه بعضی از هموطن هامون یه سری عادت های به ظاهر کوچیک اما ناپسندی دارن که انگار تبدیل به فرهنگ شده و ازشون جدا نمی شه !

امروز داشتم از میزهای اردور سالاد می کشیدم که چون سس نباید بخورم بشقاب رو دادم دست امیر و اونم رفت سمت شیشه هایی که آبلیمو بود و سرکه و روغن زیتون و... ازم پرسید چی برات بریزم که گفتم:روغن زیتون فقط! همون موقع یه خانم ایرانی اومد و خیلی نخود هر آش وارانه گفت: اون روغن زیتون نیست. امیر بهش گفت که دیروز هم ازش خورده و روغن زیتونه. یهو با حالت تهاجمی برگشت به امیر گفت :ولی اصلن خوشمزه نیست!!! و من رو به فکر انداخت که اگه این خانمه یه خانم خارجی بود هم باز همینطور بی ادبانه به خودش اجازه ی دخالت توی کاری که بهش مربوط نیست رو می داد؟ حالا این یه نمونه ی کوچیک بود ولی مثال زیاده از این مدل رفتارها. برای همینم من بیشتر از اینکه دلم یه ایران آزاد و بدون محدودیت بخواد،دلم یه ایران بافرهنگ می خواد. ایرانی که نیاز نباشه واسه هر کاری که می کنی برای هفتاد و نه میلیون و دویست و شصت و دو هزار نفر توضیح بدی که واسه چی این کار رو کردی! یعنی می بینم روزی رو که هرکس سرش تو کار خودش باشه ؟


برچسب: نویسنده: میلاد طاهری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 22:54

صفحه بندی