دیروز امتحان بورد برگزار شد و من الان احساس آدمی رو دارم که بلاتکلیفه و روزی ده بار جدول تقسیم طرح رو چک می کنه!!! فردا هم امیر امتحان شفاهی داره. راستش انقدر که برای امتحان اون استرس دارم برای خودم ندارم. نتیجه ی این همه سختی و استرس، آخرش قراره چی بشه خدا می دونه. خدا چقدر باید این روزها به دعاهای من گوش بده و بیشتر کمک مون کنه. بهترین تفریح این روزهامون دیدن تکون های شدید شده ی جوجه ست که وقت و بی وقت دوست داره قل بخوره و غم های دلم رو با دستهای کوچولوش پاک کنه. امروز بهش گفتم عزیزکم، تو اونجا توی دل منی. مراقب همه چی باش ! اینطوری مثه وقت هایی که یه کاری رو می سپری به کسی و دلت قرصه، دلم حسابی قرص می شه. :)
برچسب:
نویسنده: میلاد طاهری