انتخاب اسم

متن مرتبط با «دل گرمی» در سایت انتخاب اسم نوشته شده است

دلتنگی دوجانبه

  • نیلوبلاگ

    از شنبه باید برم دانشگاه و بخاطر جداشدن از کیان خیلی استرس دارم. دیروز رفتیم بیرون و برای اولین بار کیان رو سپردیمش به خانمی که بعنوان پرستار بهمون معرفی کرده بودن. بطرز عجیب غریبی نگران بودم. اگه بدونین چقدر سخته اعتماد کردن به بقیه. انگار هیچکس نمیتونه مثل من و باباش ازش مراقبت کنه. با اینکه دیروز آزمایشی بود و سه ساعت بیشتر طول نکشید ولیاز لحظه ای که ازش خدافظی کردیم دلم براش تنگ شد. و راست...

    ادامه مطلب
  • دل گرمی

  • نیلوبلاگ

    وقتی دانشجو بودم، آخرهفته هایی که می رفتم خونه با مامانم عادت داشتیم ساعتها رو تخت ولو بشیم و راجعبه همهچی حرف بزنیم. غیبت کنیم و وراجی کنیم و با هم موافقت کنیم. اصلن خیلی با هم آدمهای موافقی بودیم. بعد ماسک میذاشتیم رو صورتامون، بعد میشستیم و هردفعه تعجب میکردیم که وای چقدر خوشگل شد پوستمون و مامان میگفت پوستت براق و درخشان شد و اینجور چیزای مادر دختری. درخشان رو هم یه چیزی شبیه دَرَخشان همیشه تلفظ میکرد و هی سربهسرش میذاشتم سر همین. مامانم یه هفته ای هست که اومده پیشم. خیلی خوبه. احساس میکنم توی خونهی پدری هستم گاهی. از زمین و زمان حرف میزنیم. بعد من بهش میگم این چیه پوشیدی؟ ندیده بودم. بعد اون میگه باز این چیه تن توئه؟ برو لباس گرم بپوش. بعد من باید ثابت کنم که به خدا همین الانم گرممه. ب...

    ادامه مطلب
  • میتپد دل در بَرَم

  • نیلوبلاگ

    می تپد دل در برم می تپد دل در برم می تپد دل در برم با شنیدن هر تپش قلبش من فقط به این شعر فکر میکردم . به این فکر میکردم که صدای قلبش واقعن شبیه صدای قلبِ یه جوجهی خیلی کوچولوئه. یه جوجهی هیجانزده که داره آب بازی میکنه . بعد حتی به این فکر کردم که چقدر عجیبه آدم دو تا قلب داشته باشه. یکی توی سینه و یکی توی شکم ! بعد فکر کردم چقدر قلبِ سینهم ، نسبت به اون یکی قلبم، پیر و سالخوردهس. بعد دلم برای بچهم سوخت. برای این همه عجلهش برای تپیدن و زندگی ....

    ادامه مطلب
  • در دل آیینه ی من... در دل من آینه

  • نیلوبلاگ

    دیروز امتحان بورد برگزار شد و من الان احساس آدمی رو دارم که بلاتکلیفه و روزی ده بار جدول تقسیم طرح رو چک می کنه!!! فردا هم امیر امتحان شفاهی داره. راستش انقدر که برای امتحان اون استرس دارم برای خودم ندارم. نتیجه ی این همه سختی و استرس، آخرش قراره چی بشه خدا می دونه. خدا چقدر باید این روزها به دعاهای من گوش بده و بیشتر کمک مون کنه.بهترین تفریح این روزهامون دیدن تکون های شدید شده ی جوجه ست که وقت و بی وقت دوست داره قل بخوره و غم های دلم رو با دستهای کوچولوش پاک کنه. امروز بهش گفتم عزیزکم، تو اونجا توی دل منی. مراقب همه چی باش ! اینطوری مثه وقت هایی که یه کاری ر...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دل گرمی | دل گرمی چت | دعای دلگرمی |